|
گرگ زرد gorge zArd پسری از دیار کردستان با تکست رَپ فارسی
| ||
|
من میگم ، این آخرین حماقته چشم پوشی از وجدان خواب وصداقت کسی منودرک ، هی ترک می کنه آرزوی کسی فقط برای من مردنه آه من روشیشه یخ زده این پرستوی تنها هم پر زده تیغ ازجنس فولاد تو دستم می زنم شاهرگ ومی نویسم خستم پشت این ذهن یه دریا سوالِ کی هست کی بود موندنم محال ِ هیچ و پوچِ دقایق عمر فانی خسته ام ازتکراری شدن زندگانی من تنهاترازمن هستم من بی او آروم شکستم کویری ازدردهای او و دیروزم مرهمی نداره کنج سینه سوزم روزهای مرده دیگه برنمی گرده تموم زندگی و لحظه های من سرده [ شنبه 30 اردیبهشت 1391 ] [ 05:16 ب.ظ ] [ گرگ زرد / هیرش گورانی / ]
به ساده بازی دادی وجودمو چیزی ندارم ، خالیه تار وپودمو تورفتی ، تویی که تو نبودی اومدی قلب دیونه ام رو ربودی قرارنذاشتی با دلم نا مهربون مرهمی نداره این زخم زبون سوختی ، ولی به پای غریبه هنو زدلم ازدوری تو مریضه تو ته هر خیانتی به حقم امروزبا کاروان غم ملحقم تونه ، نمی خوام دیگه چشماتو نمی خوام عشقت وگرمی دستاتو تو، نه توبه کردم و نمیشه باید تنها بمونی واس ِ همیشه طبقه بندی: اعتراض، [ یکشنبه 24 اردیبهشت 1391 ] [ 11:24 ق.ظ ] [ گرگ زرد / هیرش گورانی / ]
نه تو رو میخوام نه زندگی تموم دیگه این لحظات خندگی نگوبهم که چیزی شده نگوکه تنم سست وشُلِ نپرس دیگه سوال و معمایی نمی خوام ازت بیاد صدایی پژمرده ام و پرپرم کردی تو به هیچ جایی نمی رسم با تو نارو زدی ومیگی بی خبرم خودتوبه اون راه می زنی ، دگرم خودم دیدمت یواشکی با اون تو چشماش شده بودی مهمون عکست توی چشماش فریاد می زنه اینه رفتارتو ، اینها ذهن زنه؟ خط می زنم شعر و نقاشی هاتو نمی خوام دیگه خاطرات وصداتو ترکم کردی تو دلت داغونم منی که دوست دارم ومجنوم طبقه بندی: دوشنبه ها، [ جمعه 22 اردیبهشت 1391 ] [ 06:12 ق.ظ ] [ گرگ زرد / هیرش گورانی / ]
برده(ذاب)2 پرسیدن... کِ هستی چه کرداری داری؟ ازچه خوشحالی و ازچه بیزاری؟ سرشت تو در زندگی چه بوده؟ چرا این دستای سرد تو کبوده؟ باکی کردی نامهربونی و زندگی؟ چه سودهای بردی ازاین خندگی؟ به گدایی نون دادی ؟ یاگذشتی صبروتحملی کردی یا نداشتی؟ درجواب دادم ، همه سوالات لبهای خشکم تکان دادم ازفریاد گفتم من برده ای بی کس و تنهام من همون طوفان غصه ی فردام از هیچ خوشحال بودم جزآزادی ندونستم خیلی وقته شدم زیادی سرشت من صلح و دوری جنگ رها باشم و نشم خورده سنگ این دستای من از زنجیر فولادِ زنجیری که ازم گرفت تنها اراده بله گفتن و اطاعت کردن ِزندگیم همدمی ندارم به جزهمین بی کسیم کسیُ نداشتم ، نا مهربونی کنم منی که همیشه درحال مُردنم سود فقط شلاق خوردنُ دیدم گرچه عمرم کوتاه اما نخندیدم من خودم گدای هرخونه بودم گدای عشق و به بی وفایی آلودم صبوربودم و گفتم بازمی مون تحمل کردم نگفتم که گریونم من پاک کردم اشکهای جاری نگفتم دردمو به چشمای قناری من اینم حاضر و باطن خالی نه گناه کردم نه ثواب عالی آن یکی نورگفت :چه بگویم باید چاره ای برای تو بجویم این یکی نورگفت: حال بهشتی تواسیروگرفتاراون سرنوشتی هردوبا هم گفتند برو که آزادی بخوراز بهشت معنوی ومادی اشک شوق ریختم رودامنم نفسی راحتم ومیگم آزادی منم طبقه بندی: خدا، زندگی من، نفرت، اعتراض، حرف دل، روزگار و زمونه، فقط چند کلمه، دوشنبه ها، [ سه شنبه 19 اردیبهشت 1391 ] [ 11:09 ب.ظ ] [ گرگ زرد / هیرش گورانی / ]
برده (ذاب)1 آخرش نموندم ، آخرش دیونگی ِ بسته همین بردگی ام زندگی ِ سرنشد این عمرکوتاه و پوچم حالامرده ام تنها ، ته کوچم بهشتم کجاست؟ من که برده ام مگه خدا خبر نداره؟ مُرده ام نکنه که بردگیم گناه بوده چراآخرکوچه غبارودوده اینجا سکوت و سردی داره تاریکی مطلق و یه شعله نداره کنارم یک درب پوسیده هست بازش می کنم با همین دست بادی سرد وعجیب داره خونه انگار نفسهای از رهایی زندونه جلومیرم با پاهای پیادم پاهای که زخمش مونده یادم کف حیاط خونه خیس آبِ آبی خنک انگارمث شرابِ راه میرم یه حس عجیبی داره که امیدواری توی قلبم میاره یه اتاق روشن آخرحیاطِ شاید اون اتاق صلح وصلاته پنجره هاش رنگ زرد کهربایی معنی داره واس آشنایی و جدایی ورودی اتاق خشک و گرم کفش گلهای شقایق و نرم میرم جلو با نفسهای سردم یه دل میگه برم یا که برگردم هیچی تواتاق روشن نیست جز دو تا نور ، میگن کیست؟ که این آرامش روبهم میزنه ممنوعِ نباید کسی پرسه بزنه درجواب میگم منم ، من برده همونی که لحظه هاش پرازدرده میگن ، بیا بشین و آرام باش کسی نیستش وُ تو نکنی صداش نشستم وشروع کردن به سوال چرا اینُ چرا جنگ و جدال اولین سوالشون پیچیده بود نگاهی نمی کردن به دستای کبود طبقه بندی: زندگی من، روزگار و زمونه، فقط چند کلمه، اعتراض، نفرت، خدا، دوشنبه ها، حرف دل، [ یکشنبه 17 اردیبهشت 1391 ] [ 05:02 ب.ظ ] [ گرگ زرد / هیرش گورانی / ]
یه حس مبهم یه حس دگرگون، با یه کاغذ کوچک کنترلم، به گردنم انداختم، بهش میگم دعا. یه چیز مبهم توی وجود منه؛ زیر نور مستقیم خورشید باشم، گرمای تن موجودی رو حس کنم، عصبانی بشم، ساعت 12 شب تا ساعت 2، دیدن چیزی تحریک کننده. منو مجور به کارهای میکنه؛ خودزنی، وسایل رو شکستن، زجر دادن و کشتن.. ، از همه فرار کردن، برم یه جایی فقط فریاد بزنم، سکوت کنم تو تاریکی مطلق. دکتر میگه: یه بیماریه که ازدواج کنی خوب میشه. شیخ میگه: این دعا رو بزار تا روزی؛ که توی شب سرد بخوابی. غذا کم بخور، نماز هم بخون. فال گیر میگه: تو نفرین شدی، واسه یه کار در انتظاری که این حس کمکت میکنه. خودم میگم: یه گرگ توی وجودمه، بالا تر از نیروی که باور کردنی نیست، بهش میگم گرگ ذی. طبقه بندی: زندگی من، [ سه شنبه 12 اردیبهشت 1391 ] [ 11:38 ق.ظ ] [ گرگ زرد / هیرش گورانی / ]
جدهای من صدها سال روی دیوار نوشتن درد ... افسوس دیوار ما گلی بود و گلی ماند. افسوس کردستان... افسوس. طبقه بندی: اعتراض، حرف دل، روزگار و زمونه، فقط چند کلمه، [ دوشنبه 11 اردیبهشت 1391 ] [ 12:49 ق.ظ ] [ گرگ زرد / هیرش گورانی / ]
داد می زنم تا خدا بشنوه تموم غصه هام شده سر زده پیله شده غصه ها روتنم دوباره پیله ها شده کفنم خالیه جای سرش رو شونم دلُ شکست حالا می دونم اون بارونُ گذاشت دامنم سردی روکرد تن پیراهنم منی که ازمن نوشتم گفتم از این همه سرشتم اما و ولی رو کنار گذاشت آسون رفت تنهام گذاشت طبقه بندی: زندگی من، [ پنجشنبه 7 اردیبهشت 1391 ] [ 01:58 ب.ظ ] [ گرگ زرد / هیرش گورانی / ]
رفتی مارو جدا دیدی ، از همه ی آرزوهات همه چی رو فروختی ، به جای خندهات بستم عهد تنهایی ، دیگه آرومم نشستم تیغی بگیرم دستم ، از این روزگار خستم تیغش تیزه ، خونم میریزه رو زمین توی دست چپم ، گردنبند زرین گردنبندی که بهم دادی ، یادگاری یادمه ، گفتی می مونم نکش انتظاری امام رفتی ، بی اعتنا به دل زارم یادگاریت می مونه رو سنگ مزارم دارم می میرم ، دلگیرم از اون چشات اینه ، قسمی که خوردم به قرمزی لبات با تیغ میزنم رو شاهرگم بی تو هم خونه ی صدای دردم [ دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 ] [ 12:27 ب.ظ ] [ گرگ زرد / هیرش گورانی / ]
توکه میدونستی ترکِ تو محالِ کردی و رفتی ، کرده هام خیالِ نیستی- دارم کم میارم بی تو منی که باوجودم می خواستم زندگیتو بحث من ترس از دست دادنت بشینی به پای غریبه وگریه کردنت تو رفتی وآغوش سردم و سرما خونه خالی و هیچ نداره صفا چقدردربه درشدم – درد بی درمونی جام گذاشتی و بازنده ی همون میدونم تونمونی ، توسوزوندی خاطرات تنها شدم قسم به اون چشمات رفتی و دیگه نمونده هوش وهواسم امروزمن پرازآیه های التماس تنهاس ، آشناس دلم با غصه سکوت کرده و نداره پرسه جای صدای گلوم کوه بغضِ آخه دلم مونده وگرفته روزه نموندی ، پروند ی پرنده های جنگلم امروز از بالای ساختمون می پرم [ جمعه 1 اردیبهشت 1391 ] [ 03:42 ب.ظ ] [ گرگ زرد / هیرش گورانی / ]
عیبی نداره بشکن دلو آروم آروم ازپیشم برو دوباره من تنها می شم ، همینه عادتمه جرم تنهاییم سنگینه زمونه زندگی رو ازم گرفته نفس کشیدنم مونده وسخته عیبی نداره عزیزم برو من بی کسم ، راحت برو پاره شده گلوی خشکم ازفریاد زدنم و تشنم بی وفایی کردی؟ عیبی نداره همیشه این قلب دیونم بیقراره کار هرروزشه گریه کردن خوشیهارو یکی یکی هدیه کردن عیبی نداره... [ سه شنبه 22 فروردین 1391 ] [ 12:05 ق.ظ ] [ گرگ زرد / هیرش گورانی / ]
به جای بوسه غصه میكاری چرا تومحبتی بهم نداری عشقت تو گلوم گیره بی تو شبا گریم می گیره همیشه واسم یه سوالی تو روزگارم شدی خالی وایسا نرو كه محتاجم دریای پراز هر امواجم داد بزن توی گوشم غصه هامو بردار از دوشم تو نیمه وعشق منی بشین وبگو شدی موندنی مال منی آهای خوشكله چشمام زیر پای خوشكله دوستم داری بگو تو خودم می خوامش درداتو [ یکشنبه 20 فروردین 1391 ] [ 01:03 ق.ظ ] [ گرگ زرد / هیرش گورانی / ]
بهم نگو ضعیف و برده چرا احساس تو سرده بزار بکشم ، خستگیم آزاد باشم از بردگیم تو یه کمی محبت کن به سادگیم قناعت کن شبها شده بی ستاره ازچشام بارون می باره تو از جنس سنگ و خاشاکی از کارات شدم شاکی آدمی خسته از کلماتم شدم پر از گریه و ماتم من رپ نویسم نه برده چرا نوشته هام از درده شکستم ، خسته ام ، بستمه راه کار غصه ها دستمه گذشت هر شبم سالِ خوشبختی و شادیم محالِ [ جمعه 18 فروردین 1391 ] [ 06:29 ب.ظ ] [ گرگ زرد / هیرش گورانی / ]
لحظه های منه ، فراری شدم آخر این بیقراری مجبورم کردن چه آسون بی احساس اند و سردی زمستون فراریم رو کردن بهونه ازمحبت نذاشتن نشونه فراریم ازهمه فراری شدم پرستو و قناری فراریم از دنیا و خدا می خوام باشم جدا فراریِ امروز و فردام شده مرحم دردام جنایت و خیانت تمومِ همه ی اضطرابم آرومِ از هیچ مطلق و ساده از قافله ام شدم پیاده سوخته درخت سیبم همگی دادن فریبم [ چهارشنبه 16 فروردین 1391 ] [ 05:36 ب.ظ ] [ گرگ زرد / هیرش گورانی / ]
هر چی نوشم از بی کسی هرچه گفتم از دلواپسی اما کسی مهمون نشد تو بیابونم بارون نشد گناهی نکردم ازنگاهی ازهمه خواستم سر پناهی قفسم ، نفس نمونده مرهمی ، کسی نمونده حضرت غصه ها منم کبود شده پاره ی تنم معنی تنهایی منم تلخی آشنایی منم حسرت زده به وجودم ماتم شده تاروپودم خنده هام دورازخوشی ندارم هیچ دلخوشی دفترم پرازشکایت تنهایی شده حکایت حبس ابد کشیدم به هر نامردی رسیدم [ دوشنبه 14 فروردین 1391 ] [ 12:34 ق.ظ ] [ گرگ زرد / هیرش گورانی / ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||