|
گرگ زرد gorge zArd پسری از دیار کردستان با تکست رَپ فارسی
| ||
|
برده(ذاب)2 پرسیدن... کِ هستی چه کرداری داری؟ ازچه خوشحالی و ازچه بیزاری؟ سرشت تو در زندگی چه بوده؟ چرا این دستای سرد تو کبوده؟ باکی کردی نامهربونی و زندگی؟ چه سودهای بردی ازاین خندگی؟ به گدایی نون دادی ؟ یاگذشتی صبروتحملی کردی یا نداشتی؟ درجواب دادم ، همه سوالات لبهای خشکم تکان دادم ازفریاد گفتم من برده ای بی کس و تنهام من همون طوفان غصه ی فردام از هیچ خوشحال بودم جزآزادی ندونستم خیلی وقته شدم زیادی سرشت من صلح و دوری جنگ رها باشم و نشم خورده سنگ این دستای من از زنجیر فولادِ زنجیری که ازم گرفت تنها اراده بله گفتن و اطاعت کردن ِزندگیم همدمی ندارم به جزهمین بی کسیم کسیُ نداشتم ، نا مهربونی کنم منی که همیشه درحال مُردنم سود فقط شلاق خوردنُ دیدم گرچه عمرم کوتاه اما نخندیدم من خودم گدای هرخونه بودم گدای عشق و به بی وفایی آلودم صبوربودم و گفتم بازمی مون تحمل کردم نگفتم که گریونم من پاک کردم اشکهای جاری نگفتم دردمو به چشمای قناری من اینم حاضر و باطن خالی نه گناه کردم نه ثواب عالی آن یکی نورگفت :چه بگویم باید چاره ای برای تو بجویم این یکی نورگفت: حال بهشتی تواسیروگرفتاراون سرنوشتی هردوبا هم گفتند برو که آزادی بخوراز بهشت معنوی ومادی اشک شوق ریختم رودامنم نفسی راحتم ومیگم آزادی منم طبقه بندی: خدا، زندگی من، نفرت، اعتراض، حرف دل، روزگار و زمونه، فقط چند کلمه، دوشنبه ها، [ سه شنبه 19 اردیبهشت 1391 ] [ 11:09 ب.ظ ] [ گرگ زرد / هیرش گورانی / ]
برده (ذاب)1 آخرش نموندم ، آخرش دیونگی ِ بسته همین بردگی ام زندگی ِ سرنشد این عمرکوتاه و پوچم حالامرده ام تنها ، ته کوچم بهشتم کجاست؟ من که برده ام مگه خدا خبر نداره؟ مُرده ام نکنه که بردگیم گناه بوده چراآخرکوچه غبارودوده اینجا سکوت و سردی داره تاریکی مطلق و یه شعله نداره کنارم یک درب پوسیده هست بازش می کنم با همین دست بادی سرد وعجیب داره خونه انگار نفسهای از رهایی زندونه جلومیرم با پاهای پیادم پاهای که زخمش مونده یادم کف حیاط خونه خیس آبِ آبی خنک انگارمث شرابِ راه میرم یه حس عجیبی داره که امیدواری توی قلبم میاره یه اتاق روشن آخرحیاطِ شاید اون اتاق صلح وصلاته پنجره هاش رنگ زرد کهربایی معنی داره واس آشنایی و جدایی ورودی اتاق خشک و گرم کفش گلهای شقایق و نرم میرم جلو با نفسهای سردم یه دل میگه برم یا که برگردم هیچی تواتاق روشن نیست جز دو تا نور ، میگن کیست؟ که این آرامش روبهم میزنه ممنوعِ نباید کسی پرسه بزنه درجواب میگم منم ، من برده همونی که لحظه هاش پرازدرده میگن ، بیا بشین و آرام باش کسی نیستش وُ تو نکنی صداش نشستم وشروع کردن به سوال چرا اینُ چرا جنگ و جدال اولین سوالشون پیچیده بود نگاهی نمی کردن به دستای کبود طبقه بندی: زندگی من، روزگار و زمونه، فقط چند کلمه، اعتراض، نفرت، خدا، دوشنبه ها، حرف دل، [ یکشنبه 17 اردیبهشت 1391 ] [ 05:02 ب.ظ ] [ گرگ زرد / هیرش گورانی / ]
کمای مطلق قلم وکاغذ در یک حادثه ذهنم روکاغذ مرخصه چی نوشتم وچی خوند اونی که به پام نموند فک نمی کردم تو نمونی راحت از غریبه ها بخونی مال منه بارون بی صدا مال تو خیابون بی انتها گرگی خسته ام از تنهایی واس تو می کنم دعایی دعایی از سینه ی داغم هیچ وقت نیای سراغم نمی خوام تکرارش کنم دلمو به انتظارش کنم نمی خوام و نمی کشم ، توبه با عشق تو تهشم ، توبه رهام تو کمای مطلق اون منم بی صدا معلق به دار آویخته ی غصه هاتم دروغ گفتی که باهاتم من موندم وجسم من من موندم وبی اسم من طبقه بندی: نفرت، اعتراض، روزگار و زمونه، [ دوشنبه 8 اسفند 1390 ] [ 07:17 ق.ظ ] [ گرگ زرد / هیرش گورانی / ]
روانی مطلق(5) هی خدا ، ای خدا دوباره موندم تنها تو سن جوونیم پیرم از عالم و آدم دلگیرم وای خدا ، باز خدا رحمی نداره دنیا خودکار دستم شکسته کاغذش شده خسته میرم از شهر و دیارم تمومی میدم به انتظارم طرحمو اجرا میکنم کینه هامو رها می کنم آی خدا ، آهای خدا می شم قاتل و بیصدا حقمو باز پس می گیرم راه نفس ها رو می گیرم من از جنس اون روانیم می کشم و همون روانیم کجا خدا؟ ، بیا خدا یا کشتن ، یا خدا طبقه بندی: خدا، اعتراض، نفرت، [ سه شنبه 24 آبان 1390 ] [ 06:43 ب.ظ ] [ گرگ زرد / هیرش گورانی / ]
روانی مطلق (4) روانیمُ هیچ احساسی ندارم از گرمی و شلوغی اطرافم بیزارم روانیم ، همون مجنون صحرا من همونم بنده و برده ی خدا برده ای که شانسی نداده خدا تنها موندم ولی بازم شدم بی صدا از عشق بریدم خدا خواسته از زندگیم سیرم وجودم شکسته خسته ام خسته زمونه و روزگار من معنی شدم تو لحظه های روزگار آه جگرم سوخت و خاکستر شد نیت های خیرم همش درد سر شد روانیمُ هوس های ننگ دارم دست های سرد و دل سنگ دارم با خون ریختن آروم و ریلکسم هر چند که تنها کارم و بی کسم آدم خوار نیستم اما از حرس ِ جگرُ با لوبیا می خورم کی بپرس ِ اینجوری راحتم ............ طبقه بندی: نفرت، [ دوشنبه 28 شهریور 1390 ] [ 09:24 ق.ظ ] [ گرگ زرد / هیرش گورانی / ]
گرگ بیابون یه گرگ گُم تو بیابون راندِه شده از خیابون لحظه ها باعث ومانع ِ زندگیش به تنهایی قانع ِ سیلی زدن تو صورتش نوشته ها رو كردن ثروتش این بیابون شده زندون زمینش زمین میدون از تولد تا مرگ ، نبردِ تنش گرفتار یه سردردِ افسوس ، تموم زندگیش ِ بی كسی هر روز زندگیش ِ گرگ این بیابون منم این گرگ بیابون ، منم قاتل وباطلم كردن كینه رو باطنم كردن ساختم وسوختم بابدیها اما باز موندم تنها طبقه بندی: نفرت، اعتراض، [ پنجشنبه 27 مرداد 1390 ] [ 03:31 ب.ظ ] [ گرگ زرد / هیرش گورانی / ]
دختر جهنمی5(لجن) من گرفتار لجن بودم ،اومدی به تموم بدبختی هام سر زدی گفتی ناراحتی، کمکت میکنم تو رو از این لجن می برم تو دراز کردی چوب نجات گفتی بیرون بیا تا بشم فدات اعتماد کردم و چوب گرفتم از زخم های قلبم بهت گفتم ولی بیرون اومدم تو نموندی آواز خداحافظیُ برام خوندی تو منو نخواستی ،متاسفم برات لعنت به اون صدای خنده هات فِک کردی بیرون آوردنم ثوابِ واس اون دنیای خودت، جوابِ اما وجودمو شکستی و نموندی بی خدا شدن رو بهم فهموندی رهام کردی با خاطرات الکی به خداقسم لایق جهنم و درکی گفتم تو معجزه ای از خدایی با لحظه های تلخ من آشنایی خیال و رویای منو سزوندی قلبمو به حکم اعدام کشوندی میدونستی ، دوست می داشتم تموم عمرمو به پات میذاشتم مبارک ، مبارک ، مبارکِ وقت پـر زدن اون شاپرکِ
طبقه بندی: زندگی من، حرف دل، روزگار و زمونه، فقط چند کلمه، دوشنبه ها، نفرت، اعتراض، [ چهارشنبه 18 خرداد 1390 ] [ 04:39 ق.ظ ] [ گرگ زرد / هیرش گورانی / ]
داد بزن، حرفاتو نشنیدم بگو تا گلوتو با خنجر نبریدم اعتراف کن که خیانت کردی چشمای غریبه رو زیارت کردی عطرش هنوز مونده رو تنت می خوام ببینم لحظه ی مردنت چطور پشت پا زدی به قلبم ساکت و سرد کردی کلبم حرفی بزن بدونه التماس اون غریبه کیه بی احساس اشکاتو نریز، نامرد دروغگو از بی وفایی چشمات به من بگو عشق، زخم و درد چیه بگو معنی اینها با تو چیه
طبقه بندی: نفرت، [ چهارشنبه 4 خرداد 1390 ] [ 11:17 ب.ظ ] [ گرگ زرد / هیرش گورانی / ]
«نشونه»
دارم میرم، تو کجا؟ دنبال نشونه هام نیا رازهای عشقت نیستم شکایت نکن که دیره دلم از چشمات دلگیره ساعت شنی ما تمومه حسرت وجودم آرومه خاطرات تو یادم رفته دوشنبه ها عادی تو هفته نگرد که پیدا نمی شه روز ما فردا نمی شه تو دعوت نامه نداری واسه غریبه ها بیقراری نشونه های من بیابونِ چند تا خرابه مهمونِ خیلی وقته که شکستی میدونستی و اما نخواستی نفس و لحظه ی نمونده گرمی دستات نمونده دیگه نگیر ازم نشونه آتیش زدی به آشیونه این همه سال سوختم چشمامو به عکست دوختم اما تو خاکسرم کردی گفتی از دیدنم سردی حالا که قاصد کمون مُرده حالا که شاپرکمون مُرده چیکار میکنی با بهونه تنها رفتم بی نشونه طبقه بندی: دوشنبه ها، فقط چند کلمه، اعتراض، نفرت، روزگار و زمونه، [ دوشنبه 2 خرداد 1390 ] [ 06:14 ق.ظ ] [ گرگ زرد / هیرش گورانی / ]
تو آتیشم زدی مث خرمن کاه توگوش ندادی به ناله و آه انتقام چی رو ازم میگیری؟ میخوای واسه کی بمیری؟ خودت که آخرهر خیانتی کنار من نموندی ساعتی تو تردید کردی توعشقم منی که واست میکُشتم حلقه رو بهم پس دادی رفتی به اونا نفس دادی چوب گذاشتی زیر دلم آتیش زدی به تموم دلم دارم میسوزم آهای بی وفا تنهایی داری میری کجا؟ یادگاری گذاشتی رودلم غصه روکاشتی تو دلم این تن منه بوی گند میده تنی که کبریت تو چشیده آتیشم زده وای خدا کجایی؟ خدای خدا طبقه بندی: دوشنبه ها، نفرت، [ شنبه 17 اردیبهشت 1390 ] [ 11:00 ب.ظ ] [ گرگ زرد / هیرش گورانی / ]
تبریک 5 قلب من شکسته توی عهدی که بسته بازی چشمات تمومه بوسه های لبات تمومه بازم وجودم، باخته فیلم عشقت سوخته تو نارو زدی، تبریک نشدی هم دم و شریک بیزارم کردی و رفتی کلمه ای ازعشق نگفتی چشم انتظارت کجاست بگو اون یارت کجاست مبارکت باشه، عروسی داری با جاهای میرسی دیدی از همین می ترسیدم چرا عشق تو رو نپُرسیدم اعتماد کردم نامهربون تبریک ، شدی مهمون آخه ظالم بگو چرا؟ تنها رفتی و بی صدا مبارکِ ، لباس عروسی دیگه از شکستن نمی ترسی مبارکِ ، انگشتر طلا مبارکِ ، آهای بی خدا طبقه بندی: نفرت، [ جمعه 12 فروردین 1390 ] [ 09:18 ب.ظ ] [ گرگ زرد / هیرش گورانی / ]
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت دوستان و بازدید کنندگان محترم این پست برای من خیلی جالب بوده که خنجر1 روخیلی وقت پیش نوشته بودم و در وبلاگ هم هست امروز خنجر2 رو نوشتم امیدوارم خوشتون بیاد. با تشکر گرگ زرد
«2خنجر » خنجر میزارم رو گلوت ازت اعتراف میخوام بگو که قلبم کجاست چرا لبهات بی صداست بگو تا گلوتُ نبریدم دیگه به تهش رسیدم خیانت کردی، دیونه آتیش زدی به خونه حالا نوبت خنجرِ کشتن ِ تنها همسفرِ می خوام ببینم گریه هاتُ خیسش کُنم گونه هاتُ به حرفام گوش ندادی بوسه به لبهام ندادی بهت وقت دادم صبر و طاقت دادم اما تو بی وفا شدی توی هوس پیدا شدی این بار پنج ثانیه واسه خنجر مهمونیه دو ثانیه کشیدن تیغ سه ثانیه سلام برسون
طبقه بندی: نفرت، [ سه شنبه 24 اسفند 1389 ] [ 01:41 ب.ظ ] [ گرگ زرد / هیرش گورانی / ]
خصوصیات من اینه. چاقوی دستم سنگینه. زیادی تو فکرم، می دونم. کشتن رو بلدم، می تونم. التماستُ دوست دارم. از فرار کردنت بیزارم. کفن واست میارم. تیغ رو دلت می زارم. کبود می شه صورتت. تموم می شه سعادتت. زجر می کشی، من آرومم. واسه چشمات یه کم بارونم. نقشه ی ذهنم، همینه. گذشته ی من آره غمگینه. تو داد بزن بیشتر حال من میشه بهتر. کسی نیست کنارت. چیزی نمی مونه یادگارت منم تنهایی و تیغم از کشتن تنت بی دریغم. خصوصیات من همینه قاتل زنجیره ایم از کینه طبقه بندی: نفرت، [ یکشنبه 15 اسفند 1389 ] [ 09:16 ب.ظ ] [ گرگ زرد / هیرش گورانی / ]
نفس نکش 4 هی گفتم میل با خودتونه اما حالا میل با خودمه قفس میشکنمُ نفس میکِشم من تردید وتهدید نمی کنم حالا این برده دیگه بریده زندگیم سرماو ترس داره عشق وعلاقه بهم ندارین اما این برده ومَردِ،میتونه یه چیزای داره که ندارین میدونین چیه اون چیز ساده اِراده دارم و انجامش میدم تحقیرنمی شم تلافی میکنم
طبقه بندی: زندگی من، نفرت، اعتراض، [ چهارشنبه 27 بهمن 1389 ] [ 09:30 ق.ظ ] [ گرگ زرد / هیرش گورانی / ]
با سلام خدمت دوستان عزیز ببخشید که این چند روز نبودم . نتونستم به کامنت های عزیز جواب بدم. امروز با مطلب و شعر(تکست رپ) جدید به روز شدم . این شعر به زبان یک دختر فریب خورده نوشته شده و در حال شکایت کردن از معشوق خود می باشد. البته به کسی بر نخوره ، فقط یک شعر اجتماعی نوشته شده که در بین همه رایج است. امیدوارم عذرخواهی مرا پذیرفته و از خواندن این شعر لذت ببرید.
با تشکر گرگ زرد
اطلاعیه: منتظر شعرهای بعدی از پسر جهنمی باشید.
پسر جهنمی 1 بهت اعتماد کردم لعنتی تنهام گذاشتی به چه علتی چی شد دیگه مزه ای نداشتم یا که غصه تو دلت میکاشتم سؤاستفاده کردی ، نامرد باید بسوزی تو جهنم سرد حقِ توست جهنم و درک تویی که بهم میگفتی شاپرک گفتی بیا خونه تنهام گرمی تورو میخواد دستام اومدم عاشقونه و بی بهونه شدم مهمون اون خونه اما آغوش تو سرد بود پر از هوس و درد بود خیانت کردی و ساکتی انگار بدونه من(خیلی) راحتی تو بگو آهای پسر جهنمی با کدوم خواسته مال منی روحتو به هوس فروختی از بی من بودن ساختی کاش تورو ندیده بودم کاش از اول مرده بودم لعنت به تو پسر پَست غصه هات تو دلم نشست الهی عذاب بکشی تو آروم بُکشی خودتو توف به اون مردونگیت غیرت نداری تو زندگیت رهام کردی بین همه بخون جمله ی تو سرهمه عاشقیُ با من غلط نوشتی توی جهنم آخر سرنوشتی طبقه بندی: نفرت، [ پنجشنبه 21 بهمن 1389 ] [ 05:09 ب.ظ ] [ گرگ زرد / هیرش گورانی / ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||